کمالطلبی و میل به سعادت، از اساسیترین ویژگیهای فطری نفس انسانی است و هر فردی متناسب با تصوری که از سعادت دارد، به دنبال تحقق مصداق آن برای خویش است. فیلسوفان، تعاریف متعددی برای سعادت ارائه نمودهاند که از مجموع این تعاریف، ارتباط وثیق مفهوم سعادت با مفاهیمی چون خیر، کمال، فضیلت، لذت، وجود و شعور به آن، برداشت میگردد؛ ولی در باب مصداق سعادت نفس، در این نوشتار، نخست دیدگاه برخی از فلاسفه بزرگ یونان و مسلمان مطرحشده تا با توجه به سیر تکاملی این مسئله در مباحث فلسفی، در نهایت، تحلیل عمیقتری از ماهیت سعادت حقیقی در علمالنفس فلسفی، بدست آید. بر این اساس، با بررسی اقوال بزرگانی چون سقراط، افلاطون، ارسطو، فارابی، بوعلی، شیخ اشراق و صدرا، به نظر میرسد در برتربودن سعادت و لذت عقلی، در نگرش فلسفی، اتفاقنظر وجود دارد؛ اگرچه اوج سعادت انسانی، جامعیت و کمال وی در تمامی ابعاد وجودیاش اعم از نظر و عمل است. به علاوه، به نظر میآید اصول و مبانی محکم صدرا در حکمت متعالیه، موجب استحکام بیشتر نظریه وی در باب سعادت حقیقی نفس نسبت به دیدگاه دیگر فلاسفه شده است.