انسان بهعنوان موجودی که سرشتی اجتماعی دارد و ذاتاً بهدنبال سعادت و کمال است، نیازمند بستری مطلوب برای نیل به اهداف عالیه خود میباشد. جامعه در پرتو حکمت، بهترین زمینه برای ظهور و بروز استعدادهای بالقوه در انسان است تا بتواند با بهفعلیترساندن آن قوا به کمالات والای انسانی دست یابد. فارابی بهعنوان مؤسس فلسفه اسلامی، با بهرهگیری از منابع وحی و تعالیم دین مبین اسلام، ایده مدینه فاضله را درجهت اعتلای مقامات انسانی مطرح کرد.
از دیدگاه معلم ثانی فقط از راه جامعه حکمتمحور میتوان به سعادت حقیقی دست یافت. پژوهش پیش رو با تحقیق در آثار فارابی، به تبیین جایگاه اساسی حکمت در مدینه فاضله میپردازد و پسازآن ضرورت حکمت را در جایگاه شهروندان و حاکم مدینه بررسی کرده، درپایان نیز مدل مطلوب حکومت از دیدگاه او را مطرح میکند.