اندیشمندان بزرگی چون شیخالرئیس بوعلیسینا، خواجه نصیرالدین طوسی، محقق اصفهانی و مرحوم مظفر، قضایای ارزشی یعنی حُسن عدل و قبح ظلم را جزء «مشهورات بالمعنیالأخص» شمردهاند. «مشهورات بالمعنیالأخص» دربرابر «یقینیات» است؛ واقعیتی ورای تطابق آرا ندارد و مبدأ جدل است؛ ازاینرو این شبهه مطرح شده است که چنین نظریهای با نظریه مشهور شیعه مبنی بر ذاتی و عقلیبودن حُسن و قبح در قضایای ارزشی و قابلیت دفاع برهانی از آنها منافات دارد. برای رفع تعارض این دو مبنا، دو محمل برای کلام اندیشمندان مذکور بههمراه شواهدی از مطالب آنان ارائه شده است. طبق محمل نخست، مقصود از مشهوریبودن حُسن عدل و قبح ظلم، مشهوریت آنها نزد عقلاست که از این جهت، واقعیتی جز شهرت نزد عقلا ندارد. طبق محمل دوم، حُسن و قبح در دو معنا دو حکم دارد: نخست، بهمعنای گرایش درونی افراد نسبت به عدل و ظلم مورد نظر است که دراینصورت فقط شهرت پشتوانه آن است و واقعیتی ورای شهرت ندارد و صدق و کذب نمیپذیرد؛ دوم، بهمعنای ملائمت عدل و ظلم با کمال انسانی است که هم واقعیت نفسالأمری دارد و هم صدق و کذبپذیر است. خواجه نصیرالدین طوسی اولی را بهنام عقل عملی و دومی را بهنام عقل نظری نامیده است.