در این مقاله رابطهی نفس و بدن از دیدگاه فیلسوفان مورد بررسی قرار گرفته و دیدگاههای گونهگونی برای تبیین آن از سوی صاحب نظران ابراز شدهاند که به دوگروه عمده: وحدت انگاری و دوگانه انگاری قابل تقسیم است. در دیدگاه وحدت انگار نفس وبدن یکیاند و دوکارکرد یک جوهر واحداند؛ درحالی که در دیدگاه دوگانه انگار نفس و بدن دو جوهر از هم مجزا و مستقلاند که هرکدام کارویژه خاص ِخودرا دارند. دیدگاه دوگانه انگاری که سابقهی به بلندای تاریخ فلسفه دارد طرفداران جدی مانند افلاطون از متقدمان و دکارت از متاخران دارد. در این میان، غالب فیلسوفان مسلمان متمایل به دیدگاه دوگانه انگاری بودهاند که ابنسینا یکی از تئوری پردازان اصلی آن است. به دلیل اینکه نقدهای جدی به هر دو دیدگاه وارد است نمیتوان به صورت جدی یکی از نظریات را برگزید؛ هرچند که دوگانه انگاری موجه به نظر میرسد.