چکیده آنچه در فلسفه اسلامی به آن «علم بماهو علم» اطلاق میشود و در مباحثی چون ادراک، وجود ذهنی، وجود مجرد، نفس و... از آن سخن بهمیان میآید، دارای شاخصهها، شرایط و موانعی است که در هستیشناسی ادراک ذیل مباحثی چون هستی علم و چیستی آن، تساوق علم و وجود، تجرد علم، اتحاد عاقل و معقول و... مطرح میشود. ازجمله فیلسوفان قرن حاضر که نقطه نظرات و تبیینهای ویژهای ـ بهخصوص از حکمت صدرا ـ دراینباره دارند، به حضرت آیتالله جوادی آملی میتوان اشاره کرد که در باب ادراک و تساوق آن با وجود و نگاه وجودی به آن در مراتب گوناگون هستی و ترتب آثار آن در این عرصه، از موارد عنایت حضرت ایشان است. تقریر هستی ادراک بهعنوان صفت وجودی ـ بماهو وجود ـ ازجانب علامه جوادی آملی و نگاه نظاممند به هستیشناسی ادراک و توجه به نتایج حاصله، نوشتار حاضر را از دیگر پژوهشها در این عرصه میتواند متمایز سازد. در نوشتار پیش رو پس از مفهومشناسی ادراک و هستیشناسی آن به چیستی ادراک و سپس عوامل و شرایط مؤثر بر تحقق ادراک ازمنظر آیتالله جوادی آملی پرداخته شده است.