اعتباریت علم مفهومی در حکم کاشفیت حقیقی و ارجمندی علم حصولی
شناسنامه علمی شماره
چکیده
کیده آیا انقسام علم بشری به حضوری و حصولی، امری حقیقی است یا اعتباری؟ آیا در علم حصولی دو معلوم حصولی وجود دارد؛ یکی بالذات و دیگری بالعرض؟ یا یک معلوم حصولی بیشتر ندارد؟ درصورت اعتباریت علم حصولی، آیا اصولاً منظومه معرفت بشری شکل میگیرد یا راهی برای اکتشاف نفسالأمر نخواهد داشت؟ فیلسوفان بزرگی چون ابنسینا، ملاصدرا، میرداماد و علامه طباطبایی دراینباره چگونه نظریهپردازی کردهاند؟ بهنظر میرسد معرفت حصولی درعینحال که بهنوعی حقیقی است، بهلحاظ دیگری بهکلی از مجازیت مبرا نیست. برخی متفکران معاصر نیز علم حصولی را بهنحوی اعتباری و دستهای آن را حقیقی میدانند. گویا هردو دسته با تفسیری درست میاندیشند و جمع این آرا ممکن مینماید. علم حصولی درعینحال که نسبت به نسبیتگرایی و شکاکیت و سفسطه سوفسطائیان یک علم حقیقی است و مقدمه علوم حضوری متعالی و نفوذ به نفسالأمر عمیق عالم میباشد، ولی نسبت به علوم شهودی بهنوعی اعتباری است و عمدتاً به سایه و سراب واقعیت اصیل عالم معطوف میباشد و از طریق عکس به اصل نقب میزند؛ زیرا عمق نهایی جز با شهود قابل دریافت نیست؛ بنابراین مجازیبودن آن در عرف فلسفه و عرفان اسلامی بهمعنای معرفتشناسی متزلزل فلسفه غرب نیست.