ایجاد وحدت بین شاخههای مختلف علوم علاوه بر داشتن تاثیرات بینادین در حوزه معرفت شناسی، باعث رونق گرفتن رشتههای گوناگون علم و درنتیجه پیشرفت جامعه متمدن است. از سوی دیگر فارابی، حکیم برجسته عصرتمدن سابق اسلامی با ایجاد وحدت وتعامل بین شاخههای مختلف علوم سهمی مهم در تولید و گسترش آن تمدن طلائی داشته است. با توجه به این مهم، این نوشتار برآن است که با استفاده از منابع کتابخانهی و به روش توصیفی- تحلیلی به چگونگی دستیابی فارابی به اندیشه وحدت علوم بپردازد. فارابی بر اساس مبانی جهان شناسی سنتی خود، که هستی را از قلمرو طبیعت اعتلا داده و ارتباط و تعامل مراتب هستی را نشان داده است، به وحدت و سلسله مراتب علوم باور دارد. هر کدام از روشهای شناخت حسّی ، عقلی و شهودی متناسب با مرتبهی از این سلسله مراتب یکپارچه و هماهنگ است. وی برای دست یابی به وحدت بین شاخههای مختلف علم طبقهبندی ارائه کرده است که نظام علوم را به مثابه یک شبکه یکپارچه و به هم پیوسته، بر اساس روابط متقابل دو یا چند جانبه ، تعاملی و حتِی علّی طبقهبندی کرده است.